یکی از جامعترین مطالبی که در مورد زبان و نگاه ایدئولوژیک به آن نگاشته شده است همین مقاله میباشد که از جهات گوناگون و زبانی فلسفی به نگارش در آمده است
.تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود ، و واقع شد که چون از مشرق کوچ میکردند ، همواره ای در زمین شینار[1][1] یافتند ودر آنجا سکنی گزیدند.و بیکدیگر گفتند ، بیایید خشت ها بسازیم و آنها را خوب بپزیم .و ایشان را آجر بجای سنگ بود و قیر بجای گچ.و گفتند بیائید شهری برای خود بنا نهیم ، و برجی را که سرش به آسمان برسد ، تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم.مبادا بر روی زمین پراکنده شویم .و خداوند نزول نمود تا شهر و برجی را که بنی آدم بنا میکردند ، ملاحظه نماید.و خداوند گفت که همانا قوم یکیست و جمیع ایشان را یک زبان. و این کار را شروع کرده اند. و الآن هیچ کاری که قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد.اکنون نازل شویم و زبان ایشان را مشوش سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند. پس خداوند ایشان را از انجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر باز ماندند.از آن سبب آنجا را بابل نامیدند،زیرا خداوند لغت تمامی اهل جهان را مشوش ساخت.و خداوند ایشان را از آنجا برروی تمام زمین پراکنده نمود. کتب مقدس.سفر پیدایش.باب یازدهم.1-10
ادامه مطلب